دل نوشت

طلوع


عکاس:من

من آشنای غروبم و تو آشنای طلوع

نشان خنده ی صبحی به شانه های طلوع

من آن کسم که شباویز دشت و بی کسی ام

مرا ببر به بی نهایت،به لابه لای طلوع

همیشه در دل شب با من از طلوع بگو

که ماجرای قشنگی ست

ماجرای طلوع...

اینهایی که می‌شنوی
شعر نیستند
حرف‌اند
حرف‌هایی که وقتی نیستی
با تو می‌گویم...
{ افشین یداللهی }
نویسندگان
Designed By Erfan Powered by Bayan