دل نوشت

من گم کرده امت

در خیالم گویی
قدم های تو را می شنوم
که دور میشوی 
هی دور و دورتر
و میان هیاهوی شهر گم میشوی
دیگر نمیشنومت
من گم کرده امت
قلبم را هراس و دلهره پر می کند
و خاطرم از نبودنت لبریز می شود...


پ.ن. عاشقت میشم دوباره عاشق اونی که نیست...

سنجیده گویی

هو العلیم
از نظر من معلم نقش حیاتی و بسیار مهمی در زمینه شکل گیری شخصیت فرد و تربیت صحیح اون داره، و باز هم از نظر من برای نیل به این اهداف بایستی معلم از خودش شروع کنه و الگوی خوبی برای دانش آموزانش باشه...من هم تصمیم دارم یک سری عادت های مثبت رو در خودم بوجود بیارم و یک سری ویژگی های مثبت رو هم در خودم تقویت کنم...به عقیده من در دوره ابتدایی تکیه بر کلام و نصیحت زبانی تاثیرگذاری چندانی نداره و موثرترین راه عمل هستش، دیگه حرف نزنیم و بریم سراغ عمل!
سنجیده گویی:
انسان عاقل ابتدا سخن را می سنجد و اگر پسندیده و به جا بود آنرا بر زبان جاری می کند. هم حرف خوب بزنیم هم خوب حرف بزنیم. می توانیم این موضوع را به رفتار نیز تعمیم داد. پس رفتار و گفتار پسندیده و به جا نشانه ی عقلانیت و انسانیت است.

۳ نکته ادب‌آموز

امام صادق (ع) فرمود: پدرم مرا به سه نکته ادب کرد... فرمود: هر کس با رفیق بد همنشینی کند، سالم نمی ماند و هر کس که مراقب و مقید به گفتارش نباشد پشیمان می گردد و هر کس به جاهای بد، رفت و آمد کند، متهم می شود. آنچه در این حدیث مطرح است، ضابطه داشتن است که عبارتست از: «دوستی» و «گفتار» و«معاشرت».

خود ادب کردن

یکی از نکات مهم مربوط به معاشرت، آن است که آنچه را درباره خود نمی پسندی، در باره دیگران هم روا ندانی و آنچه نسبت به خویش دوست می داری، برای دیگران هم بخواهی و آنچه را در کار دیگران زشت می شماری، برای خود نیز زشت بدانی.


راز بقا!

جرقه اولیه این پست از وقتی زده شد که اینجانب وارد اجتماع بزرگتری به اسم دانشگاه شدم! و با طیف گسترده ای از تفاوت های فردی مواجه گردیدم...! روزی با خودم گفتم اینجوری که نمی شود زندگی کرد...! من اگر بخواهم با هر تناقض و تعارض و بی شخصیتی و بی ادبی و بی فرهنگی و خلاصه بی همه چیزیتی(؟) بجنگم که بعد از چهارسال به یک موجود اسکیزوفرن سپید موی تبدیل خواهم شد...!!! خلاصه بعد از تحقیقات گسترده ی میدانی و بررسی تمام جوانب از همه لحاظ این راه را برگزیدم! : بی خیالیسم (هم اکنون با تفسیر این واژه ی پر مغز در خدمتتان هستیم!)

آقا قضیه اینجوریاس که:

1) من اهداف مشخصی دارم و برای رسیدن به اونا تلاش میکنم و در مسیر رسیدن به اهدافم انرژی های منفی اطرافیان رو دفع و ایده های مثبتو جذب میکنم!

2) پیش داوری و قضاوت راجع به دیگران ممنوع(چه مثبت چه منفی)

3) برای حقوق و شخصیت همه افراد احترام قائلم (حتی اگر دیگران درمقابل من رفتاری عکس نشون بدن)

4) تا خدا هست چرا تکیه بر بنده ی خدا؟! (استقلال فردی)

در یک کلام 

            من راه خودم رو میرم، 

                                    اون چیزی که میدونم درسته رو انجام میدم.

فکر میکنم تمام این مفاهیم در انسانیت خلاصه میشه...من انسانیت رو انتخاب میکنم.

پ.ن. اندرز به خود

دلنوشته‌هایم؛ برای تو که می‌خوانی...
نویسندگان
Designed By Erfan Powered by Bayan