دل نوشت

آینده روشنه

و باز هم سکوتـــ...

اما نه! از دوردست صدای جیرجیرکی به گوشم می رسد!

بی خواب شده ام! گویی جیرجیرک تنها هم حال مرا دارد!

به ظلمت این شب بیکران چشم می دوزم ... و غرق در رویای سپید صبح ...

فردا روشن تر است ... یقین دارم!

پ.ن. آقا! جیرجیرکه خوابید ما هنوز بیداریم! البته یه قرص نوافن خوردم که اندکی کافئین درش بود! فکر کنم به خاطر اونه...!!!

 

  1. شگفتا! من چقدر تغییر کردم یهویی!! دقیقا حس میکنم که وارد فصل تازه ای از زندگیم شدم! هنوز احساس میکنم گیجم! خدایا باز مثل همیشه همه چیو به خودت میسپارم
  2. من خیلی بلندپروازم! چقدر تو این مدت زندگی نکردم! الان یه لیست از کارایی که میخوام انجام بدم تهیه کردم، بلند بالا! میخوام زندگی کنم! این انتخاب منه!
  3. هیچ چیز بهتر از واقع بینی نیست! اوایلش خیلی دلخور بودم! کلی با خودم کلنجار رفتم! خدا مسیر درستو بهم نشون داد! من اصن برای کار تو محیط بیمارستان و مریض دیدن و... ساخته نشدم! چقدر بیخودی اصرار کردم! خدا گفت: والا بلا روحیه تو رو سازگار با این شرایط نساختم! و من هی اصرار کردم... همه چی تموم شد! خدایا ولی کمکم کن دیگه برای چیزی که به صلاحم نیست الکی اصرار نکنم! خدایا خودت منو تو مسیری که خودت میدونی درسته قرار بده! مسیر خوشبختی!
پ.ن. اون لیست بلند بالا:

 1) ادامه نویسندگی و چاپ کتابم!

2) ادامه موسیقی(ویولن)

3) ادامه ورزش مورد علاقم(تکواندو)

4) فشن دیزاینر بشوم!

5) عکاسی و فیلم سازی

6) سفر

7) خوشنویسی

8) و...

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
Designed By Erfan Powered by Bayan