دل نوشت

صفای سحر

سحر آخر است

روبروی گنبد طلایی‌‌ات ایستاده‌ام...

با دلی که حتی در جوار بارگاه تو هم تنگ می‌شود برایت!

دلم تاب رفتن ندارد!

تاب کندن و جدا شدن از تو را ندارد!

می‌گذارمش همین‌جا دلم را

گوشه‌‌ی همین صحن با صفایت

خودت درستش کن

با صفایش کن...

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
اینهایی که می‌شنوی
شعر نیستند
حرف‌اند
حرف‌هایی که وقتی نیستی
با تو می‌گویم...
{ افشین یداللهی }
نویسندگان
Designed By Erfan Powered by Bayan